..:جالب ترینها:..

هیچ چیز واقعا خراب نیست!!! ... حتی ساعتیكه از كار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد

 

(www.aramgroup.ir)

وضو و فعاليت‌ چاكراها‌

فعاليت‌ چاكراهاي‌ پاييني‌ در ارتباط‌ با مسايل‌ مادي‌ و دنيوي‌ ماست‌. هر چه‌اين‌ چاكراها (قاعده‌اي‌، جنسي‌ و نافي‌) بازتر شوند راندمان‌ كاري‌ بالاتر رفته‌، درزندگي‌ گشايش‌ ايجاد مي‌شود. رفتار اجتماعي‌ ما بهبود مي‌يابد و مي‌آموزيم‌ كه ‌در جامعه‌ به‌ ديگران‌ احترام‌ بگذاريم‌. نكته‌ جالب‌ آن‌ است‌ كه‌ افزايش‌ اين‌چاكراها بيش‌تر از چاكراهاي‌ بالايي‌ - كه‌ مربوط‌ به‌ مسايل‌ معنوي‌اند - مي‌باشد. اگر زندگي‌ مادي‌ را جزئي‌ از معنويت‌ و پيش‌ زمينه‌ آن‌ بدانيم‌، مي‌توان‌ چنين‌ استنباط‌ نمود كه‌ وضو عملي‌ دنيوي‌ است‌. عملي‌ كه‌ با تغييراتي‌ كه‌ در اندرون‌ ماايجاد مي‌كند؛ بيماري‌هاي‌ ما را درمان‌ مي‌كند؛ مسايل‌ و مشكلات‌ مادي‌ رابرطرف‌ مي‌كند؛ روابط‌ اجتماعي‌ ما را بهبود مي‌بخشد و مسئوليت‌ پذيري‌ ما رابالا مي‌برد. اين‌ شرايط‌ خود بخود فرد را به‌ طرف‌ معنويتي‌ عميق‌ پيش‌ مي‌برد. وضو دنياي‌ ما را آباد مي‌كند تا معنويتمان‌ نيز آباد شود. كساني‌ كه‌ "دائم‌ الوضو" هستند - هيچگاه‌ بدون‌ وضو نيستند - همانند قايقي‌ هستند كه‌ در رودخانه‌اي‌آرام‌ آرام‌ به‌ سمت‌ مقصدي‌ معلوم‌ در حركت‌ اند. اگر دچار مشكلات‌ مادي‌هستيد و فكر مي‌كنيد آدم‌ موفقي‌ نيستيد مي‌توانيد آزمايشي‌ انجام‌ دهيد. كافي‌است‌ يك‌ ماه‌ "دائم‌ الوضو" باشيد. اين‌ آزمايشي‌ راحت‌ و بدون‌ هزينه‌ است‌.راجع‌ به‌ نتايج‌ حاصله‌، خودتان‌ قضاوت‌ كنيد.

براي‌ هر پيشرفتي‌ بايد جسارت‌ تغيير كردن‌ داشته‌ باشيد. انجام‌ عمل‌ وضوهيچ‌ كاري‌ ندارد و در مقابل‌ دست‌ و پا زدن‌ها و استرس‌ هايي‌ كه‌ به‌ شما واردميشود و تملق‌ هايي‌ كه‌ بايد پيش‌ ديگران‌ مانند همسايه‌، رئيس‌، همكار و...-انجام‌ دهيد؛ هيچ‌ است‌. اگرنتوانستيد وضو گرفتن‌ را مرتب‌ انجام‌ دهيد بيشتر به‌ذهن‌ شما و فرار كردن‌ شما از "عوض‌ شدن‌" بر مي‌گردد. وضو تطهير است‌.تطهير يعني‌ مهيا شدن‌ براي‌ روبرو شدن‌ با معشوِق. معشوقي‌ كه‌ به‌ صراحت‌گفته‌: "ادعوني‌ استجب‌ لكم‌"، "بخوانيد مرا تا اجابت‌ كنم‌ شما را". براي‌ خواندن‌ "او" بايد پاك‌ شويم‌. اگر سلامتي‌ را پاكي‌ بدانيم‌ زياد فرِقی نمي‌كند كه‌ معشوِق را چه‌ بناميم‌. بنابراين‌ انجام‌ عمل‌ وضو و ارتباط‌ انرژيكي‌ حاصله‌ شما را پاك‌ و سالم‌ مي‌كند. اين‌ سلامتي‌ زياد ربطي‌ به‌ اعتقادات‌ شما ندارد. خداوند آنقدر مهربان‌ است‌ كه‌ لطف‌ و مهر خود را بر روي‌ هيچ‌ بنده‌اي‌ دريغ‌ نمي‌كند. تحقيقاتي ‌كه‌ در اين‌ چند ساله‌ در مركز پژوهشي‌ تجسم‌ خلاِق صورت‌ پذيرفته‌ نشان‌ داده ‌كه‌ اين‌ شيوه‌ حتي‌ بر روي‌ اقليتهاي‌ مذهبي‌ نيز تأثير داشته‌ است‌.

در ادامه‌ وضعيت‌ يك‌ نفر در چهار موقعيت‌ مختلف‌ آورده‌ مي‌شود. قبل‌ از وضو، بعد از نيت‌ كردن‌ جهت‌ وضو، بعد از وضو و نهايتاً نيم‌ ساعت‌ بعد ازوضو.

  

قبل‌ از وضو

بعد از نيت‌كردن‌

بعد از وضو

نيم‌ ساعت‌بعد

هاله‌ سر

30

110

65

70

هاله‌ شانه‌

25

110

خيلي‌ بزرگ‌

70

هاله‌ شكم‌

25

110

خيلي‌ بزرگ‌

70

هاله‌ پاها

20

150

خيلي‌ بزرگ‌

70

چاكراي‌ قاعده‌اي‌

25

90

خيلي‌ بزرگ‌

50

چاكراي‌جنسي‌

40

90

خيلي‌ بزرگ‌

100

چاكراي‌ منگ‌مين‌

20

20

35

15

چاكراي‌ ناف‌

15

20

40

30

طحال‌ جلويي‌

35

25

25

15

طحال‌ پشت‌

40

5

60

15

شبكه‌خورشيدي‌جلويي‌

55

40

80

20

شبكه‌خورشيدي‌پشتي‌

55

40

80

20

قلب‌ جلويي‌

50

50

80

100

قلب‌ پشتي‌

50

50

80

100

گلو

50

50

110

70

آجنا

50

50

80

100

پيشاني‌

20

50

15

10

تاج‌

50

110

140

100

كبد

35

20

25

15

دست‌ و پا

40

110

خيلي‌ بزرگ‌

70

 

مقايسه‌ اين‌ چاكراها نشان‌ مي‌دهد كه‌ نيت‌ كردن‌ بيشتر بر روي‌ چاكراي‌پيشاني‌ و طناب‌ روحي‌ تأثير مي‌گذارد. هر نيتي‌ يعني‌ ارتباطي‌ زيركانه‌ با انرژي‌ هستي‌. از هر انساني‌ مجرايي‌ طناب‌ مانند خارج‌ مي‌شود. اين‌ طناب‌ توسط‌ يك‌ درمانگر خبره‌ قابل‌ اسكن‌ است‌. از طريق‌ اين‌ مجراست‌ كه‌ فرد قادر به‌ دريافت ‌انرژي‌هاي‌ دروني‌ روحاني‌ مي‌شود. همچنين‌ چاكراي‌ پيشاني‌، چاكراي‌ خاصي‌در بدن‌ است‌ كه‌ فقط‌ به‌ منظورهاي‌ خاصي‌ - هنگامي‌ كه‌ فرد كار خاصي ‌مي‌خواهد انجام‌ دهد- فعال‌ مي‌شود. كار خاصي‌ مثل‌ نيت‌ كردن‌ يا قصد كردن‌. تغييرات‌ ديگري‌ كه‌ به‌ خاطر نيت‌ كردن‌ ايجاد شده‌؛ تبعات‌ اين‌ تغييرات‌ اساسي‌است‌.

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/02/15ساعت 22:26 توسط مرتضی| |
t9     t9.blogfa
نوشته شده در سه شنبه 1390/01/16ساعت 20:17 توسط مرتضی| |
آنگاه مردی توانگر پیش آمد و گفت:


با ما از بخشش سخن بگو.


و او پاسخ داد:


آنگاه که از دارایی هایت میبخشی، چندان نبخشیده ای.


بخشش آن است که پاره های وجودِ خویش را ببخشی.


زیرا داراییها چیستند،

غیر از اشیایی که آنها را از سرِ بیم نگه میداری،

مبادا فردا به آنها احتیاجی داشته باشی؟

و فردا چه دارد برای سگی محتاط

که استخوان را در شن و خاکِ بی نشان بیابان دفن میکند،

آنگاه به دنبال کاروانِ زائران شهر مقدس روان میشود؟

و آیا بیم از احتیاج، چیزی جز احتیاط است؟

آیا ترسِ از تشنگی،

آنگاه که چاهت پُر از آب است،

چیزی جز عطشی سیراب ناشدنیست؟

....

 

این متن زیبا رو از آدرس زیر کپی کردم، لطفا برای خوندن متن کامل ، به آدرس زیر سر بزنید :

http://ods.blogfa.com/post-81.aspx

نوشته شده در سه شنبه 1390/01/09ساعت 22:17 توسط مرتضی| |

نگو وقت نداری . تو دقیقـا

همان تعداد ساعات در روز را

در اختیـار داری که پاستـور ،

میکل آنژ ،لئـوناردو داوینچی ،

توماس جفـرسـون و آلبـرت

انیشتیــن در اختیـار داشـت .

 

((جکسون بروان))

نوشته شده در سه شنبه 1390/01/09ساعت 21:57 توسط مرتضی| |
 

عیدتون مبارک                                                         عیدتون مبارک

                                                             

                                       عیدتون مبارک

    

                  عیدتون مبارک                                                            عیدتون مبارک

    

عیدتون مبارک                                                عیدتون مبارک

    

              عیدتون مبارک ...                                                                

    

نوشته شده در سه شنبه 1390/01/02ساعت 10:14 توسط مرتضی| |

هر لحظه از زندگی ، باید صرف عشق شود ، در این صورت زندگی تبدیل به عبادت می شود و دیگر نیازی به جستجوی خداوند نیست ، زیرا خداوند خود به نزد کسی خواهد آمد که مزه ی عشق را چشیده است .

عشق ، رقص زندگی ص 108

 

به عشق فکر کنید ، هر چه می توانید بیشتر و بیشتر آن را احساس کنید و هر عملی که انجام می دهید را آغشته به عشق کنید و به زودی به شاه کلیدی دست پیدا خواهید کرد که تمامی قفل های هستی را به رویتان می گشاید .

عشق ، رقص زندگی ص 108

 

ما زاده شده ایم که عشق بورزیم و مورد عشق ورزی قرار بگیریم .

عشق ، رقص زندگی ص 17

 

غیبت عشق است ، که جدایی می آورد .

یک فنجان چای  ص 37

 

اشو

 

 

نوشته شده در شنبه 1389/11/30ساعت 21:31 توسط مرتضی| |

 

روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: دلم می خواهد یکی از آن بندگان خوبت را ببینم. خطاب آمد: به صحرا برو. آنجا مردی کشاورزی می کند. او از خوبان درگاه ماست. حضرت به صحرا آمد و مردی را مشغول به کشاورزی دید. حضرت تعجب کرد که او چگونه به درجه ای رسیده است که خداوند می فرماید از خوبان ماست. از جبرئیل پرسش کرد. جبرئیل عرض کرد: در همین لحظه خداوند او را امتحان میکند، عکس العمل او را مشاهده کن. بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد. نشست و بیلش را در مقابلش قرار داد و گفت: مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم. حال که تو مرا نابینا می پسندی من نابینایی را بیش از بینایی دوست می دارم. حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده است. رو کرد به آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم خداوند چشمانت را شفا دهد؟ مرد گفت: خیر. حضرت فرمود: چرا؟ گفت: آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست می دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.

نوشته شده در جمعه 1389/11/22ساعت 19:58 توسط مرتضی| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس